خرید بک لینک
در   آستانه   ی سی   سالگی   هستم. آیا فردای شب تولدم دنیا تغییر خواهد کرد برای من سی ساله؟ آیا جذابیتهایی را خواهم یافت که مرا شیفته خواهد کرد. یا اینکه سی سالگی فقط یک عدد دو رقمی خواهد ماند. سه دهگان . سه

برچسب: نویسنده: پویان سلطانی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 11:38

تنها چیزی که از گذشته میخواهم   گریه   هایم است، اشک های تسکین دار. اینروزها وقتی دلم میگیرد، قلبم هم دردش میگیرد. دلم که میگیرد ، نفسم نمیتواند راهش را پیدا کند. دلم میخواهد سینه ام را چاک زنم این دو سنگ

برچسب: نویسنده: پویان سلطانی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 11:38


دلم برای یک نفرتنگ است.
نه میدانم چه میکند
نه میدانم اکنون کجاست
حتی خبری ازغم وشادی اش هم ندارم..
لبخندش راندیده ام،
دستانش رانگرفته ام،
عطرتنش رانمی دانم،
فقط چند سالی است از او بی خبرم

برچسب: نویسنده: پویان سلطانی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 11:38

حالم خوب نیست
یک بغل گریه میخواهم
حداقل اگر کسی نیست
یک صدای آشنا
یک "جانم" گفتن
یک "دیوانه چته" گفتن
یک اوای تسکین دهنده
این سیاهی به قلبم فشار می آورد.
نفس کشیدنم به سختی ست
درد   دارم  ...

برچسب: نویسنده: پویان سلطانی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 11:38

نمیدانم خوب است یا بد. اینکه هیچ چیزی خوشحالت نکند. اینکه دلتنگ کسی نشوی و با یاد و خاطره ی کسی افسوس نخوری. نمیدانم چقدر خوب است که دیگر خاطرات آزارم نمیدهد و چقدر بد است که شور آینده کمرنگ تر و کمرن

برچسب: نویسنده: پویان سلطانی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 11:38

کاش از یاد میبردمت.

کاش فردا که از خوب بیدارم میشوم دیگر خوابت را ندیده باشم.

کاش فراموشی بگیرم.

برچسب: نویسنده: پویان سلطانی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 11:38

اگر مرگ پایان زندگی بود ،آرزو داشتم بمیرم. اما هیچوقت نمیمیریم. زن گی مان ادامه میابد. دردهایمان ادامه خواهد داشت... پس چه چیزی این سیاه هی را از من جدا خواهد کرد. دین درد را این تنهایی و سکوت را...

برچسب: نویسنده: پویان سلطانی تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 11:38

صفحه بندی